«این مطلب با استفاده از نتایج طرح ­های پژوهشی فرهنگستان­ علوم تحت عنوان «بررسی وضعیت علم در کشور برای جهت­ گیری آینده» و نظرات اعضای فرهنگستان و صاحبنظران داخلی و خارجی، برای طرح و بحث و تبادل نظر در جلسه مجمع عمومی فرهنگستان تنظیم شده بود که فرازهایی از آن در یکصد و نوزدهمین جلسه مجمع عمومی فرهنگستان علوم مورخ 30 شهریورماه 1396 ایراد شد.

مقدمه

با توجه به تغییرات سریعی که در توسعه روز افزون علوم و فناوری‌ها صورت می­گیرد و با وجود اینترنت و امکان ذخیره و انتقال حجم‌های زیاد اطلاعات و انجام بخش مهمی از فعالیت‌ها در آینده توسط ربات‌های هوشمند و توقع جامعه از دانشگاه در آینده، دانشگاه‌ها باید:

  • آمادگی کافی برای هماهنگی با این تغییرات داشته باشند وگرنه دچار ­عقب ­ماندگی خواهند شد.
  • شرایط روز را بشناسند و با آینده­ نگری فعالیت کنند.
  • با تحولات دنیا و نیازهای روز کشور هماهنگی داشته باشند.
  • دانشگاه‌ها اصلی ­ترین مؤسساتی هستند که می­توانند بر اساس واقعیت­های هر جامعه دردهای آن را دریابند و راهکار ارائه دهند و جامعه انتظارات خاص از آنها دارد. این مأموریت را دانشگاه ­ها باید بپذیرند.

اشاره ­ای به برخی از مشکلات دانشگاه‌های ایران

  • عدم برخورداری از معیارهای خاص دانشگاهی
  • عدم اشتغال دانش ­آموختگان و مهاجرت بخشی از آنان که توانایی بالاتری دارند.
  • عدم مهارت­ آموزی دانشجویان
  • بی ­انگیزه شدن دانشجویان و عدم توجه به کارآفرینی و ایجاد خلاقیت در دانشجو
  • افزایش کمی دانشجو به ویژه در دوره ­های تحصیلات تکمیلی بدون توجه به کیفیت
  • عدم ارتقای بینش دانشجویان نسبت به تفکر علمی و آینده ­نگری
  • عدم توجه کافی به دوره ­های فنی و حرفه­ای، کاردانی و کارشناسی مورد نیاز کشور
  • عدم توجه به نیازهای کشور از نظر تعداد و نوع افراد متخصص لازم، و رشد بی­رویه دانشگاه­ هایی که معیارهای دانشگاهی ندارند.
  • وابستگی زیاد به بودجه دولتی
  • عدم ارتباط کافی بین جامعه و دانشگاه
  • ضعف همکاری‌ های بین ­المللی
  • تمرکزگرایی و یکنواختی سیستم آموزش و پژوهش در کشور
  • عدم توجه کافی به ارتقای اخلاق علمی
  • عدم توجه دانشگاه‌ها به مسئولیت‌های اجتماعی
  • عدم توجه کافی دانشگاه‌ها به مشکلات حاد اجتماعی مثل تغییر اقلیم، بحران آب، محیط­ زیست و الگوهای سبز و کاهش آلودگی‌ها
  • عدم توجه دانشگاه‌ها به سالم ماندن انسان‌ها به ویژه سلامت اجتماعی و معنوی
  • عدم ارتباط کافی بین دانشمندان دانشگاهی و سیاستگذاران
  • عدم خلاقیت دانشگاه‌ها در اصلاح برنامه­ های آموزشی بر اساس نیازهای روز و آینده، جامع ­نگر نبودن و عدم توجه کافی به بین­ رشته ­ای
  • عدم وجود اختیارات کافی و خلاقیت در تصمیم­ گیری هیأت ­امنای دانشگاه‌ها و رؤسای دانشگاه­ ها
  • عدم توجه به امکان ثبت پتنت­ ها و استفاده معنوی و مادی از آنها
  • عدم توجه کافی به علوم نوپدید
  • سیاست ­زدگی و عدم توجه به مدیریت‌های مناسب در مقاطعی از زمان‌ها
  • ارتباط ضعیف دانشگاه با بخش‌های اقتصادی، صنعتی، اجرایی و خدماتی
  • ضعف در آموزش زبان فارسی
  • ضعف در جامع­ نگری علمی و سخت­ گیری در حفظ درز و مرزهای ایجادشده در علوم
  • گرفتار شدن در روش ­های سنتی بدون توجه کافی به تغییرات سریع در جهان و نیازها و امتیازات خاص کشور، معمولاً اصلاحات جزئی در بازنگری برنامه ­ها
  • ضعف در جذب دانش ­آموختگان ممتاز از دانشگاه‌های خوب خارج و داخل (سیستم فراخوان استخدام فعلی و شرایط حاکم، جذب­ کننده نیست)
  • جهت ­گیری پژوهش برای آموزش و مقاله و غلبه پژوهش‌ های پایان­ نامه­ای و رساله و عدم توجه به طرح­ های کلان و مورد نیاز برای رفع مشکلات کشور و نداشتن ساز و کارهای استفاده از علم در عمل
  • نامشخص بودن جایگاه و وضع علوم انسانی و اجتماعی در کشور

برخی از خصوصیات دانشگاه ­های آینده و آینده ­نگر

  • مدیران دانشگاه­ های آینده و استادانش آینده ­نگرند و در جهت ارتقای فرهنگ آینده ­نگری در دانشجویان و اجتناب از روزمرگی و تغییر نگاه ­ها و افق دید به آینده برای حرکت در مرزهای دانش، پایداری و ثبات دانشگاه و پاسخگو بودن به امور جامعه با استفاده از علم روز تلاش می­ کنند.
  • دارای ساختاری جدید با انعطاف­ پذیری بیشتر بوده و به گونه ­ای طراحی می­ شوند که امکان اصلاح ساختارها باشد. پای­بند به مرزها و جزیره ­ای­ بودن دانشگاه نیستند.
  • مهد خلاقیت و نوآوری ­اند.
  • شرایط لازم برای استفاده از امکانات دانشگاه برای برآوردن نیازهای روز را فراهم می ­کنند و مقاومت­ های درونی برای تغییرات ضروری در دانشگاه­ های آینده و آینده ­نگر بسیار کم است (در شرایط حاضر پای­بندی به مرزها و بافت سنتی، خلاقیت و پیشرو بودن دانشگاه ­ها را تحت تأثیر قرار داده است)
  • دارای مدیریت قاطع و دارای اختیارات کافی برای رشد و توسعه و اصلاح ساختار، بر مبنای نیازهای روز و آینده بوده و با استفاده از مشاوره­ های جامعه دانشگاهی و صاحبنظران در جهت تغییرات راهبردی حرکت می­ کنند.
  • جوامعی موفق خواهند بود که از دانش روز جهانی استفاده بهینه کنند و برای این مهم، دانشگاه­ ها نقش حیاتی دارند.
  • تغییرات در زمینه­ های علوم و تکنولوژی و فناوری­ های ذخیره ­سازی و انتقال و استفاده از آنها سریع است و مدیریت­ های دانشگاه­ های آینده باید توانایی آماده­ سازی دانشگاه­ برای اینگونه تغییرات و هماهنگی با تحولات جهانی را داشته باشند.
  • دانشگاه ­های آینده باید توانایی آماده ­سازی دانشجویان برای بروز بودن و استفاده از فناوری­ های نو را داشته باشند.
  • برنامه­ های دانشگاه آینده نیز باید انعطاف ­پذیری بیشتری نسبت به حال داشته و به خصوص با توجه به نیاز روز جوانان از نظر امور اجتماعی، انسانی و سلامت فرد و جامعه نقش مؤثرتری داشته باشد.
  • با توجه به رشد دستگاه ­های ذخیره و فراوری اطلاعات و انجام محاسبات و حل تئوریکی مسائل معمول توسط ربات ­ها، روش ­های آموزشی تغییر یافته و آموزش­ های دانشگاهی در آینده حول مواردی چون نوآوری­ ها، ایجاد خلاقیت و تجزیه و تحلیل مسائل روز خواهد بود.
  • بخش مهمی از فعالیت­ های علمی- عملی، توسط ربات­ های هوشمند انجام خواهد شد و برای مثال تشخیص بیماری­ های معمول توسط ماشین خواهد بود و ربات­ ها اکثر جراحی­ ها را انجام خواهند داد. در آینده یک مچ ­بند هوشمند ضعف‌های سیستم بدن انسان را قبل از رسیدن به حالت بحرانی پیش ­بینی می ­کند و بر اساس آن پیشنهاد معالجه می­ دهد.
  • با پیشرفت فناوری ­ها، حدود 50 درصد از شغل­ های فعلی توسط ربات­ ها و ماشین­ ها انجام خواهد گرفت و تعداد کمتری شغل جدید به وجود خواهد آمد و لذا برنامه ­ریزی­ های آموزشی باید به گونه­ ای باشد که دانش ­آموختگان دانشگاهی در شرایط نامطلوب بیکاری قرار نگیرند.
  • دانشگاه ­های آینده باید بتوانند بخش مهمی از بودجه مورد نیاز خود را از بخش خصوصی تأمین کنند، چون دولت ­ها نخواهند توانست و علاقمند نخواهند بود متخصص برای بخش خصوصی تربیت کنند.
  • از طرف دیگر بخش خصوصی برای رفع نیازهای خود آموزش­ های خاص سفارش خواهد داد و دانشجو نیز برای اشتغال خود به فراگیری آموزش­ های کاربردی خاصی علاقمند است، چون دانشجویان خیلی از مطالب علمی را از طریق امکانات عمومی آموزشی، فرا خواهند گرفت.
  • برای آموزش ­ها، محدودیت­ های زمانی و مکانی از بین خواهد رفت ولی تا سال­ های زیادی برای آموزش ­های خاص، از استادان توانا و هماهنگ با شرایط روز استفاده خواهد شد.
  • کلاس­ ها و آموزش ­های آینده، دانشجومحور بوده و مبتنی بر فعال بودن جدی فراگیرنده در آموزش است و ایجاد روحیه خلاقیت، جامع ­نگری، پژوهشگری، نوآوری و آینده نگری از خصوصیات آموزش است و نسبت به انگیزشی و تجزیه و تحلیلی بودن تأکید می­ شود.
  • آموزش­ های اضافی که کاربرد کمتری دارند حذف شده و در عوض امور اجتماعی، انسانی و اخلاقی و سلامت افراد و جامعه نقش پررنگ­تری پیدا خواهند کرد. شاید درس بهداشت و سلامت فرد و جامعه از عمومی­ ترین درس ­ها باشد و موضوعات پیشرفته در بیولوژی، داروها، روان­ شناسی و تغذیه اهمیت خاص پیدا کند، چون هرکس نسبت به سلامت خود و اطرافیانش اهمیت بیشتری قائل خواهد شد.
  • در آموزش ­های آینده مهارت­ های اجتماعی چون همدلی، شفقت، مشارکت و کارگروهی مورد توجه است.
  • کلاس ­های آموزشی به شکل سیال و شبکه­ ای خواهد بود. مثلاً صبح کلاسی است از یک استاد در کشوری دیگر و عصر کلاسی است از استاد دیگر در کشوری دیگر و انجام رساله­های دکتری توسط استادان از چند کشور مختلف و طرح­های تحقیقاتی توسط گروهی از محققان کشورهای مختلف انجام می­ شود.
  • امکانات آموزشی و فضای مجازی باعث مستغنی شدن از استاد و معلم نخواهد شد. این امکانات به کمک آموزش و پژوهش می­آید و روش­های تدریس از حالت پر کردن سطل به حالت برانگیختن، به تفکر واداشتن، برافروختن آتش و فراگیری فعالیت­ های اشتراکی، زندگی بهتر و ایجاد ذهن خلاق و تجزیه و تحلیل­گر و آموزش پویا تبدیل می شود.
  • مدیریت آموزش بر پایه مشارکتی (چند استادی و مشارکت استاد و دانشجو و مشارکت دانشجویان)، اولویت­ بخشی به توسعه پایدار و آینده محیط­ زیست و نیازهای آینده کشور خواهد بود.
  • دانشگاه ­ها بین­ المللی­ تر شده و تلاش می­ کنند از علوم دنیا حداکثر استفاده را ببرند. استفاده از استادان و دانشجویان متقابل و همکاری­های پژوهشی بین ­المللی رونق بیشتری می­ گیرد.
  • توجه به کلان روندهای جهانی و ملی در آموزش، مثل کلان روندهای یاد­گیری الکترونیکی و آموزش­ های ملی و بین­ المللی رونق می­ گیرد.
  • دانشگاه­ ها دانش­ بنیان بوده و برای استفاده از علم درعمل تلاش بیشتری خواهند داشت و به فناوری ­های پیچیده مورد نیاز جامعه توجه بیشتری خواهد شد و نوآوری جزو شاخصه­ های اساسی دانشگاه­ ها خواهد بود.
  • دانشگاه­ های آینده ریشه و پایه در دانشگاه دارند ولی شاخ و برگشان در کشور و جهان گسترده است و ضمن اینکه مستقل هستند، با دانشگاه ­ها و مؤسسات علمی کشور و جهان شریکند.
  • دانشگاه ­های آینده از نظر فناوری­ های روز مجهز بوده و ارتباطات اجتماعی قوی با جامعه دارند.
  • به کیفیت و کارآمدی بالای علم بهای زیادی می­ دهند و برای افزایش کارآمدی امور در جامعه، فعالیت می­ کنند.
  • هماهنگ با فناوری­ های روز بوده، دارای اخلاق اجتماعی انسانی و آگاه نسبت به شرایط اجتماعی و نیازهای جامعه می­ باشند.
  • هرچه علوم پیشرفت می­ کند فاصله دانشمندان و افراد جامعه بیشتر شده و از طرف دیگر سیاستمداران با دید خاص و معمولاً حزبی به جامعه و نیازهای آن می­ نگرند. در نتیجه وظیفه دانشگاه ­ها سنگین ­تر شده و باید به واقعیت­ ها و نیازهای حال و آینده جامعه توجه بیشتری داشته و روش ­های جدیدی برای بالا بردن سطح علمی و آگاهی جامعه ابداع کرده و توسعه و پیشرفت جامعه را با هدف سلامت و سعادت بیشتر افراد در جامعه تبلیغ کرده نشر دهند.
  • دانشگاه ­های آینده باید آینده­ساز باشند تا بتوانند نقش برجسته خود را در جامعه ایفا کنند.
  • دانشگاه ­های آینده باید مستقل و تلاشگر در ایجاد نوآوری و خلاقیت، نواندیش، نوآفرین، کارآفرین، کیفیت ­گستر، تأمین ­کننده نیازهای علمی روز کشور و رضایتمندی جامعه باشند.
  • دانشگاه­ های آینده جامع­ نگر بوده و به علم و دانش بدون درز و مرز می­نگرند و در نتیجه فاصله بین رشته­ ها و تخصص ­ها را برداشته و به آموزش و پژوهش برحسب نیاز روز و بدون توجه به رشته­ ها و گروه ­بندی­ های فعلی دامن می ­زنند.
  • ساختار درختی رشته ­ها صحیح نیست. علوم انسانی و اجتماعی با هنر و علوم پایه و فنی- مهندسی و پزشکی و ... باید حالت شبکه‌ای درهم تنیده داشته باشد. دلیل رشدچندرشته ­ای­ ها و میان­ رشته ­ای­ ها و ماورای­رشته ­ای‌ها و فرارشته ­ای­‌‌ها نشانه ماهیت علم و ضرورت شبکه­ای بودن آموزش و پژوهش است.
  • دانشگاه وقتی دانشگاه است که بتواند ظرفیت شناختی جامعه، ظرفیت تأمل­‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گری و انتقادگری سازنده جامعه را ارتقا دهد. ظرفیت­های کنش کلامی و ارتباطی را تسهیل کند. علایق شناختی را تنها به شناخت ابزاری تقلیل ندهد بلکه شناخت انتقادی و رهاساز مردمان را تقویت کند.
  • دانشگاه برای این نیست که فقط دانش تخصصی تولید کند بلکه تولید معنا و تولید ارتباط هم از او انتظار می­رود. دانش کنترل کافی نیست، دانش رهایی نیز لازم است.
  • همه دانشگاه­ های آینده باید به موضوع مهم سلامت با تعریف جامع آن (سلامت جسم، روان و سلامت اجتماعی- معنوی) بپردازند و سلامت را از اصلی­ ترین معیارهای جوامع پیشرفته تلقی کنند.
  • در آینده ­ای نزدیک امکان سریع و در جای ترجمه زبان­های علمی و فعال دنیا فراهم می­شود و زبان­های مختلف سدی برای انتقال علوم نخواهند بود. پس برای بقای زبان­های رسمی و ملی کشورها که پتانسیل زبان علمی بودن را دارند باید تلاش کرد و برای حفظ اجزاء فرهنگ و تمدن آمادگی داشت (زبان فارسی در حال رشد و توسعه نیست!؟)
  • آموزش پزشکی پاسخگو «Socially Accountable Medical Education» باید در دانشگاه ­های علوم پزشکی معمول شود. پژوهش و ارائه خدمات پزشکی باید از کیفیت مطلوب برخوردار و منطبق بر اولویت­ های سلامت جامعه و کشور باشد. توجه به مراقبت­ های اولیه، توجه به سالم ماندن افراد قبل از گرفتار شدن به بیماری، تأمین عدالت در سلامت و توجه به محرومین از موضوعات حائز اهمیت است.
  • آموزش و پژوهش پزشکی باید ضمن برخورداری از کیفیت مطلوب منطبق بر اولویت ­های سلامت جامعه و کشور بوده، پیشگیری و سالم ماندن انسان­ ها بر درمان اولویت خاص داشته باشد.
  • در گزینش دانشجویان و آموزش پزشکی باید سهم مهمی برای قشرها و مناطق محروم جامعه منظور شود.
  • همه دانشگاه ­ها باید نسبت به امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست­ محیطی و ارزش­ های اجتماعی حساس بوده و ضمن آموزش صحیح، مسئولیت­پذیری دانش آموختگان را در این زمینه­ های مهم افزایش دهند.
  • شرایط شکل­ گیری شرکت­ های زایشی و دانش ­بنیان در دانشگاه­ ها تقویت گردد.
  • دانشگاه­ ها باید توسعه پایدار جوامع را تبلیغ کرده و لذا توجه خاصی به عوامل اثرگذار بر توسعه پایدار چه منفی و چه مثبت داشته باشند.
  • از آنجا که به طور قطع دنیا به طرف گفتمان بیشتر و مراودات بین­ المللی به جای جنگ ­ها و درگیری ­ها پیش خواهد رفت. دانشگاه ­ها باید آمادگی ­های لازم برای این نوع شرایط را فراهم سازند.
  • ترویج نگاه آینده ­نگری و عمیق ­نگری به جای روزمرگی و سطحی­نگری از وظایف دیگر دانشگاه ­های آینده است.
  • دانشگاه ­های آینده باید شرایط خاص اقلیمی کشور را مورد توجه قرار داده و با توجه به محدودیت­ ها و مشکلاتی که در آینده از نظر آب، محیط­زیست، نابودی دریاچه ­ها، تالاب­ ها، رودخانه ­ها و غیره به وجود خواهد آمد برنامه­ریزی خاصی داشته باشند.
  • با توجه به «جایگاه هنر در جامعه تعالی­ گرای ایرانی، دانشگاه ­های هنر باید به دو مقوله آینده ­پژوهی هنر» و «کاربرد هنر در مطالعات آینده ­پژوهی» را مورد توجه قرار دهند.
  • دانشگاه ­های هنر باید تحولات محتمل هنر در آینده را مورد توجه قرار داده و با توجه به عوامل کلیدی فرهنگی و اجتماعی در شکل ­گیری خلاقیت­ ها و ذوق ­های هنری آینده، اثرگذار باشند.
  • دانشگاه­ های هنر باید توجه ویژه­ای به مقوله هنر و بهره­ گیری از آن برای گسترش فرهنگ ایرانی در جهان داشته باشند.
  • توسعه و نشر نگرش بین رشته ­ای از منظر هنری نیز از وظایف دانشگاه­ های هنر در آینده است».

دکتر محمد شاهدی معاون پژوهشی علوم محض و کاربردی فرهنگستان علوم و استاد دانشگاه صنعتی اصفهان

1000 کاراکتر باقی مانده


جدید ترین تصاویر

سخنرانی
یکصد و نوزدهمین جلسه مجمع عمومی (96/06/30)_5
سومین دوره تجلیل از پژوهشگران جوان برجسته علوم پایه کشور-منتخب فرهنگستان علوم، اردیبهشت96_4
یکصد و هجدهمین جلسه مجمع عمومی فرهنگستان علوم (96/4/22)_6

پخش فیلم