آیت الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد رئیس گروه علوم اسلامی فرهنگستان علوم در نشست «حکمت در ادبیات ایران» که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه برگزار شد، اظهار داشت: جامی قبول ندارد که وقتی به فنا رسیدید، راحت خواهید شد بلکه قرب الهی آغاز سوز و گداز و درد است. وقتی قرب، نتیجه می‌شود تازه ناز معشوق شروع می شود.

آیت الله محقق داماد در این نشست سخنرانی خود را با موضوع «قرب حق تعالی به ما و تقرب ما به او» ارائه کرد و گفت: یکی از اصول مستفاد از ادبیات اسلامی، دور نبودن خداوند از انسان است. همانطور که می‌ دانید بشر در تصور اولیه اش دو رویکرد در این زمینه دارد؛ یکی آنکه بشر در تصور اولیه مقید به این است که خدای مجسد یا شخصی را بپرستد مانند بت شخصی یا خانوادگی که وجود داشته است. تصور دیگر یک خدای خیلی دور در آسمان ها اما متشخص است که دور از دسترس بشر است.

ایشان ادامه داد: هر دو تفکر به دست قدرت تعیین می شد، یعنی قدرت هایی می خواستند از این دو تصور استفاده کنند. در مرحله اول و تصور اول متولیان بت خانه‌ها متولی خدا بودند. تصور دوم که خداوند را خیلی دور می‌داند که هیچکس به آن دسترسی ندارد متولیانی داشت که می گفتند فقط ما با خدا ارتباط داریم و لاغیر، مانند همان چیزی که کلیسای کاتولیک می‌گوید که انسان باید از طریق این رابط‌ها به خدا برسد. این دو نگاه از ابتدای تاریخ بشری وجود داشته است. به نظر حکیمان اسلامی نگاه دوم هم دست کمی از نگاه اول ندارد. یعنی خدا را جدای از عالم می‌داند. به نظر حکیمان اسلامی، اینها مشرکند و خیال می کنند که مومن اند.

استاد حقوق و حکمت اسلامی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه آیات قرآن چهارگونه قرب خدا را مطرح می‌کنند، افزود: به نظر حکیمان اسلامی، خدای ما نزدیک ترین موجود به ماست. دسته نخست آیاتی هستند که قرب خدا را به بشر بسیار نزدیک می‌دانند مانند آیه ۱۸۶ سوره بقره. علامه طباطبایی می گوید که من آیه ای مهربانانه تر از این آیه ندیده ام. در این آیه خداوند می گوید که در همه حالات می توانید با من گفتگو کنید. دسته دوم آیاتی است که می‌گوید ما از رگ (حیات) گردن به بشر نزدیکتریم. قرآن در آیه ۱۶ سوره ق می‌گوید آنچه که در فکر و اندیشه شما جرقه می خورد ما از همه آنها خبر داریم و از رگ گردن به شما نزدیکتریم. من این رگ گردن را به رگ حیات معنی می‌کنم. یعنی خدا از رگ حیات به بشر نزدیکتر است و همه وسوسه‌های بشر را می‌شناسد. دسته سوم آیاتی هستند که دلالت بر این دارند که از رگ گردن هم نزدیکترند که سعدی به زیبایی در این بیت که «همه عمر سر بر ندارم سر از این خمار مستی، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی» این آیات را به زیبایی تفسیر کرده است. حتی مفسر بزرگی مانند طبرسی این آیه را نفهمیده است. سعدی در این دو بیت می گوید: «دوست نزدیکتر از من به من است، وین عجب تر که من از وی دورم» «چه کنم با که توان گفت که او، در کنار من و من مهجورم».

دکتر محقق داماد یادآور شد: دسته چهارم مانند آیه ۲۴ سوره انفال که ملاصدرا در تفسیر آن برای استدلال اصالت وجود استفاده می‌کند، می گوید عالم مجرد است، یعنی هستی خداست که بشر را هست کرده است. این قرب‌ها قطعاً قرب مکانی نیستند، جالب است همانطور که سعدی می‌گوید که «در کنار من و من مهجورم» آیا می‌شود که خدا به ما نزدیک باشد اما ما به آن نزدیک نباشیم؟ آیا این یک تناقض است؟ بی معنی است که یکی نزدیک و دیگری نزدیک نباشد، اما این در عالم حقیقت ممکن است.

ایشان گفت: با سلوک می‌توان تقرب پیدا کرد. تقرب یعنی نزدیکی بجوییم. این نزدیکی دیگر کار حکما و علماست. زنده باد ملاصدرا که آن عرفان محض را وارد حکمت می کند. می گوید عقل عملی چهار مرحله دارد و در واقع ملاصدرا همان کار محی‌الدین را به حکمت آورده است و می‌گوید عقل عملی چهار مرحله دارد که حاجی سبزواری آنها را به این صورت خلاصه کرده است؛ این چهار مرحله عبارتند از مقامات تجلیه، تخلیه، تحلیه و فنا فی الله. ملاصدرا معتقد است که هر کدام از این مراحل مرحله قبلی را کامل می‌کنند، یعنی مرحله اول مقدمه رسیدن به مرحله دوم است تا الی آخر، یعنی هر مرحله واجد مرحله قبلی است و مرحله بعدی متضمن مرحله قبلی است.

عضو پیوسته فرهنگستان علوم ادامه داد: ملاصدرا در ادامه این سوال را طرح می‌کند که بعد از اینکه فنا شد چه می‌شود و خود پاسخ می‌دهد؛ در اینجا بیان من قاصر است، چرا که تا شهود اتفاق نیفتد کسی آن را درک نمی کند. ملاصدرا می گوید که در این مرحله بیان از آن قاصر است. در اینجاست که سفر نیاز است و معتقد است که اینها را نمی‌توان بیان کرد فلذا اسفار اربعه را مطرح می‌کند. ملاصدرا ادعا می کند که من اینها را شهود کرده ام یا به تعبیری ادراکی است که نمی تواند به بیان درآید.

دکتر محقق داماد افزود: اما وقتی که به خدا و معشوق رسیدید آیا راحت می‌شوید؟ عده‌ای در پاسخ می‌گویند؛ آنجا دارالسلام است. عده‌ای هم می گویند نه، آنجا دارالسلام نیست اما عبدالرحمن جامی نظر دیگری در این زمینه دارد. همانطور که می‌دانید جامی فقیه و اهل فلسفه بوده است. او قبول ندارد که وقتی به فنا رسیدید راحت خواهید شد بلکه اول سوز و گداز و درد است. جامی معتقد است که وقتی قرب، نتیجه می‌شود تازه ناز معشوق شروع می‌شود و این بسیار سخت است.

رئیس گروه علوم اسلامی فرهنگستان علوم در پایان گفت: یکی از کتاب های جامی هفت اورنگ است که به معنی هفت سریر یا تخت است. در سبحه الابرار قصه ای از ذوالنون مصری نقل می کند و می گوید: «والی مصر ولایت، ذوالنون، آن به اسرار حقیقت مشحون» «گفت در مکه مجاور بودم، در حرم حاضر و ناظر بودم» «ناگه آشفته جوانی دیدم، نه جوان، سوخته جانی دیدم» «لاغر و زرد شده همچو هلال، کردم از وی ز سر مهر سوال» «گفت: «رو رو، که عجب بی‌خبری!، به کزین گونه سخن درگذری» «محنت قرب ز بعد افزون است، جگر از هیبت قربم خون است» «هست در قرب همه بیم زوال نیست در بعد جز امید وصال» «آتش بیم دل و جان سوزد،   شمع امید روان افروزد». جامی می گوید که بعد از قرب نگرانیم که دومرتبه قرب پیدا بشود و معشوق ناز می کند.

***

روابط عمومی فرهنگستان علوم

منبع: خبرگزاری مهر

1000 کاراکتر باقی مانده


IMAGE گفتگوی ایسنا با دکتر امین علیزاده
یک عمر در خدمت آبادانی کشور
IMAGE گفتگوی روزنامه ایران با دکتر عباس منوچهری
کارایی علم سیاست در جامعه
IMAGE گفتگوی ایرنا با دکتر جواد فیض
ایده های نو در حوزه علمی خریدار ندارد
IMAGE گفتگوی رادیو با دکتر محمد شاهدی
مدیریت نادرست در مصرف آب های زیرزمینی

جدید ترین تصاویر

گرامیداشت روز مهندسی
دکتر حسین نمازی
دکتر محمود نیلی احمدآبادی
گرامیداشت روز مهندسی