روز پنجشنبه 25 مهر 1398 به همت شاخه های ریاضی و فیزیک گروه علوم پایه فرهنگستان علوم سمیناری با عنوان «تحولات جدید در ریاضی و فیزیک» برگزار شد. در این سمینار که با حضور رئیس، اعضای پیوسته و وابسته و همکاران مدعو گروه علوم پایه فرهنگستان علوم، استادان دانشگاه ها و بیش از یکصد نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی برگزار شد، 6 سخنرانی ایراد گردید.

در این سمینار آقایان دکتر مهدی گلشنی عضو پیوسته فرهنگستان علوم و استاد فیزیک و فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف با موضوع «فیزیک و فلسفه»، دکتر مهدی رجبعلی پور عضو پیوسته فرهنگستان علوم و استاد ریاضی دانشگاه شهیدباهنر کرمان با موضوع «روش های جبر خطی در داده کاوی»، دکتر هاشم رفیعی تبار عضو وابسته گروه علوم پایه فرهنگستان علوم و استاد فیزیک و مهندسی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی با عنوان «فیزیک مغز و اعصاب»، دکتر امیدعلی شهنی کرمزاده عضو وابسته گروه علوم پایه فرهنگستان علوم و استاد ریاضی دانشگاه شهیدچمران اهواز با موضوع «نقش مهم هندسه در ریاضی»، دکتر سیدعلی حسینی با موضوع «فیزیک و اقتصاد» و دکتر بهروز بیدآباد با موضوع «تحولات اخیر در هندسه» سخنرانی کردند.

آقای دکتر مهدی گلشنی در سخنانش با ابراز تاسف از اینکه برخی تحولات اخیرا در غرب رخ داده که وارد دانشگاه‌های ما نشده گفت: در حال حاضر نه دانشکده‌های فیزیک می‌پذیرند که به بحث‌های فلسفی بپردازند و نه دانشکده‌های فلسفه ورود علوم را به فلسفه قبول می‌کنند. دکتر گلشنی اظهار داشت: امروزه نخبگان فیزیک به فلسفه بازگشته‌اند اما دانشکده‌های علوم ما در برابر بحث‌های فلسفی مقاومت می‌کنند. در گذشته، فلسفه چتری برای همه علوم بود. در شروع علم جدید نیز این دیدگاه حاکم بود به طوری که نیوتن اسم کتاب خود را اصول ریاضی فلسفه طبیعی گذاشته است. در زمان نیوتن، لاک گفت که ما فقط به چیزهایی اعتقاد داریم که ریشه در تجربه دارد. این دیدگاه باعث شد که فلسفه به طور ظاهری از علوم جدا شود.

وی افزود: این جدایی ظاهری چند دلیل عمده دارد. اولین دلیل ارتباط متافیزیک با دین است. از آن جایی که دین در غرب تضعیف شد متافیزیک نیز ضعیف شد. یکی دیگر از دلایل آن رشد تخصص‌گرایی است که باعث شد دانشمندان دچار یک باریک‌بینی شوند و فقط به رشته تخصصی خود بپردازند.

به گفته‌ گلشنی، عدم تبحر فلاسفه قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در مباحث فیزیکی هم در این امر موثر بوده و برتراند راسل در این باره می‌گوید: فلسفه‌ای که وارد علوم نشود ابتر است.

وی افزود: توفیق چشمگیر فیزیک در توجیه پدیده‌ها از جمله دلایلی است که باعث جدایی ظاهری فلسفه از فیزیک شد. نظریه کوانتوم و نسبیت در این زمینه به شدت موفق بودند. رواج مکاتب تجربه‌گرا و تکبر نظریه کوانتوم نیز بر جدایی ظاهری فلسفه از فیزیک موثر بودند. نظریه کوانتوم چشم‌ها را بر روی فلسفه بست. فیزیکدانان تصور کردند ابزاری دارند که به همه‌ سوالها جواب می‌دهد پس دیگر چه می‌خواهند؟

بازگشت فیزیکدان‌ها با فلسفه

گلشنی با بیان اینکه برخی نخبگان مانند اینشتین و شرودینگر به این جریان نپیوستند گفت: به دلایلی در نیمه دوم قرن ۲۰ ورق برگشت اما هنوز این جریان در دانشکده‌های علوم ما در ایران وارد نشده است. در نیمه دوم قرن ۲۰ فیزیکدان‌ها اقرار کردند که در برخی از مسائل فیزیک از مبانی فلسفه استفاده کرده‌اند. هایزنبرگ در سال ۱۹۲۵ در اولین مقاله‌ای که منتشر کرد گفت: ما فقط کمیت‌های مشاهده‌پذیر را در تئوری‌ها وارد می‌کنیم.

این فیزیکدان در دهه ۷۰ گفت: خوشحالم که فیزیکدان‌ها به فلسفه بازگشتند.

عضو فرهنگستان علوم ادامه داد: کم‌کم روشن شد که فیزیکدان‌ها اصولی را به کار می برند که در فیزیک قابل اثبات‌ نیست. مثلا ما دو نظریه مشهور کوانتوم داریم که یکی از آن‌ها می‌گوید شانس حاکم است و دیگری معتقد است علیت حکمفرما است.البته در برخی از آزمایش‌ها یکی بر دیگری ترجیح داده می‌شود اما برخی از عالمان فکر می‌کنند که کل واقعیت از علم تجربی قابل دسترسی است. اینشتین می‌گوید داده‌های تجربی نمی‌توانند نظریه‌های فیزیک را قطعی کنند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان این که حذف متافیزیک یا فلسفه مسئله‌ای را حل نمی‌کند گفت: هایزنبرگ در دهه آخر عمر خود می‌گوید برخی از این فلسفه‌های بد دارد به فیزیک ضربه می‌زند. هاوکینگ معتقد است فلسفه بی‌معنا است و خود را تابع پوزیتیویسم پوپر معرفی می‌کند. هاوکینگ متوجه نیست که اولا پوزیتیویسم خود یک مکتب فلسفی است و ثانیا پوپر هم اولین کسی بود که با پوزیتیویسم جنگید.

استاد دانشگاه صنعتی شریف درباره تحولات اخیر در دانشگاه‌های دنیا گفت: اخیرا کنفرانس‌های بسیار زیادی درباره مباحث مشترک فیزیک و فلسفه در جهان راه افتاده است‌. دانشگاه آکسفورد بزرگترین دپارتمان‌های فیزیک و فلسفه را در اروپا دارد. ۱۵ کنفرانس مشترک بین این دو دپارتمان برگزار شده است که این کنفرانس‌ها هیچ انعکاسی در ایران ندارد.

وی افزود: در سال‌های اخیر دوره‌های تحصیلی فیزیک و فلسفه در دانشگاه‌های آکسفورد، یورک کانادا و منچستر راه‌اندازی شده است. دانشگاه کلمبیا دوره کارشناسی ارشد مبانی فلسفی فیزیک راه‌اندازی کرده و در سال‌های اخیر برخی فیزیکدانان برجسته تاکید دارند که باید به فلسفه بازگشت.

گلشنی درباره یکی از مهم‌ترین تحولات ۱۰ سال اخیر در بازگشت فیزیکدانان به فلسفه گفت: ۱۰ سال قبل گروهی از ۹ محقق برجسته از دانشگاه‌های رادگرز، ییل، کلمبیا، نیویورک ائتلافی تشکیل دادند و پروژه‌ای را تحت عنوان پژوهش‌هایی در فلسفه کیهان‌شناسی راه انداختند.

بلافاصله پس از آن، دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج نیز با یکدیگر متحد شدند و گروه فلسفه کیهان شناسی را با حضور محققان ریاضی، فیزیک، کیهان شناسی و فلسفه ایجاد کردند.

وی با اشاره به دو مقاله‌ای که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ منتشر شده است گفت: کارلو روولی، فیزیکدان برجسته، مقاله‌ای به نام physics needs philosophy and philosophy needs physics دارد که در آن می‌گوید فلسفه تاثیر بیشتری از آن چه فرض می‌شود بر فیزیک دارد. فلسفه روش‌هایی برای دیدگاه‌های تازه و تفکر انتقادی فراهم می‌کند. وقتی ونبرگ و هاوکینگ فلسفه را بی‌فایده می‌دانند در حقیقت دارند از فلسفه خاصی استفاده می‌کنند.

عضو پیوسته فرهنگستان علوم با اشاره به مقاله‌ای که در سپتامبر ۲۰۱۹ منتشر شده است گفت: شان کارول می‌گوید چیزی که شگفت‌آور است این است که فیزیکدان‌ها از مهم‌ترین نظریه‌ای که آن را نمی‌فهمند(کوانتوم) راضی‌ هستند. در تعدادی از دانشکده‌های فیزیک پژوهشگرانی درباره مبانی نظری کوانتوم سوال کردند و به آن‌ها پاسخ داده شد که ساکت باش و محاسبه کن. برای سال‌ها ژورنال‌های برتر در فیزیک مقاله‌های مرتبط با فلسفه را رد می‌کردند. اما وضعیت به تدریج تغییر کرد.

آقای دکتر هاشم رفیعی تبار استاد گروه فیزیک و مهندسی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو وابسته فرهنگستان علوم در این سمینار گفت: شایع‌ترین بیماری‌های انحطاط نورونی آلزایمر، پارکینسون، مغز، MS و اثرات تابش‌های الکترومغناطیسی مثل تلفن‌ همراه بر روی مغز است. ما بارها درباره تاثیر تابش‌های الکترومغناطیسی گزارش دادیم اما لابی‌های غیر علمی وجود دارد که نمی‌خواهند این مسائل مطرح شود. دکتر هاشم رفیعی تبار در سمینار تحولات جدید ریاضی و فیزیک در فرهنگستان علوم گفت: پژوهش و سازماندهی فناوری در سطوح اتمی، مولکولی و ماکرومولکولی در بازه طولی تقریبا یک تا ۱۰۰ نانومتر به منظور ارائه شناختی بنیادی از پدیده‌ها و مواد در مقیاس نانو و ایجاد و استفاده از ساختارها، ادوات و دستگاه‌هایی که به خاطر اندازه فوق ریز یا متوسط خود از خواص و عملکردهای نوظهوری برخوردار هستند علوم و فناوری نانو گفته می‌شود.

وی با بیان اینکه در درون سیستم ما دو بخش سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی محیطی وجود دارد گفت: برای هر دو سیستم هم می‌توانیم فیزیک کلاسیک را به کار ببریم و هم فیزیک کوانتومی. سیستم عصبی مرکزی از مغز، نخاع و شبکیه نورونی تشکیل شده است. تمام مویرگ‌های مغزی لایه حفاظتی دارند که اجازه عبور برخی مواد را به داخل محوطه مغز داده و اجازه ورود برخی دیگر را نمی‌دهد. موادی که برای درمان سرطان مغز لازم است به راحتی نمی‌توانند از سد خونی مغزی عبور کنند. نانو تکنولوژی شرایطی را به وجود آورده که شما بتوانید داروهایی را طراحی کنید که از سدخونی مغزی عبور کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: فناوری نانو این امکان را فراهم آورده که جراحی مغز را از حالت تهاجمی به حالت غیرتهاجمی برساند. این موارد جزو تازه های علم نوروساینس است.

رفیعی تبار با بیان این که برخی معتقدند سرطان یا اوتیسم به دلیل اختلال در ژن‌هاست گفت: این موضوع می‌تواند درست باشد اما در حال حاضر می‌دانیم که سلول‌ها با هم صحبت می‌کنند. این سیگنال‌دهی فوق‌العاده مهم است. اگر سیگنال‌دهی به هر علتی به هم بخورد ممکن است بیماری رخ دهد. مواد مخدر صنعتی شدیدا بر سیگنال دهی سلول ها تاثیر می‌گذارد.

وی درباره شایع‌ترین بیماری‌های انحطاط نورونی گفت: آلزایمر، پارکینسون، ام‌اس و اثرات تابش‌های الکترومغناطیسی مثل تلفن‌ همراه بر روی مغز از جمله بیماری‌های انحطاط نورونی است. ۷۰ درصد بیماران آلزایمری در ایران زنان هستند و ما هنوز نمی‌دانیم چرا.

رفیعی تبار ادامه داد: بسیاری از بیماری‌های مغزی ناشی از تابش‌های الکترومغناطیسی است و ما بارها درباره این موضوع گزارش داده‌ایم. داخل مغز ماده مغناطیسی اکسید آهن وجود دارد و تلفن همراه یک گیگاهرتز فرکانس دارد.

این فرکانس‌ می‌تواند مواد مغناطیسی درون مغز را حرکت دهد و این مواد به نورون‌ها حمله می‌کنند و می‌توانند باعث سرطان مغزی شوند. این‌ها مباحثی است که در دانشگاه مطرح‌ نمی‌شود. لابی‌های غیرعلمی وجود دارد که نمی‌خواهند این مباحث طرح شوند.

این‌ استاد نانوفناوری پزشکی با بیان این که علوم و فناوری نانو زمینه‌های بسیار اساسی را برای بررسی ساختار و عملکرد نورونی و اختلالات عصبی فراهم آورده‌اند گفت: با استفاده از علم نوین نانو- علوم اعصاب می‌توانیم برای نخستین‌ بار بیماری‌های آلزایمر، پارکینسون و سرطان مغز را در مقیاس‌های نانوسکوپیک مورد بررسی قرار داده و مکانیسم فیزیکی پیدایش آن‌ها را به دست آوریم.

دکتر رفیعی تبار ادامه داد: با استفاده از ترکیب نانو ایمپلنت‌ها، نانو سنسورها و میدان‌های الکترومغناطیسی، نوری و فراصوتی می‌توان نورون‌های از کار افتاده به ویژه در منطقه عمقی مغز را تحریک کرد.

وی در ادامه سخنرانی خود به بیان چالش‌های فعالیت در حوزه نانو پرداخت و افزود: عدم وجود استانداردهای بین‌المللی برای استفاده از نانوساختارها چالش بزرگی را در همگرایی نانو فناوری و علوم اعصاب به وجود می‌آورد. علاوه بر آن، بسیاری از خواص نانوساختارها مانند اندازه، بار الکتریکی و تغییرات در سطح آن‌ها بر بهره‌وری و سمی بودن آن‌ها تاثیرگذار است.

استاد دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی اظهار کرد: ساختارهای نانوئی آب‌گریز می‌توانند در کلیه و طحال قبل از دفع تجمع کنند. تغییرات در سطح نانو ساختارها آن ها را آب‌گرا کرده و می‌توانند در داخل گردش خون برای مدت بیشتری باقی بمانند.

رفیعی‌تبار تاکید کرد: از محصولاتی که در خیابان یا در صداوسیما با اسم محصولات نانویی تبلیغ می‌شود استفاده نکنید. از جوراب‌هایی که در بازار با نام جوراب نانویی وجود دارد استفاده نکنید چون نانونقره‌ای که روی آن ریخته شده برای این که بو نگیرد جذب پوست می‌شود و وارد کلیه می‌شود. هنوز FDA آمریکا محصولی بازاری در حوزه نانو ایجاد نکرده و هرچه هست همچنان در حوزه پژوهش است.

آقای دکتر امیدعلی شهنی کرمزاده استاد ریاضی دانشگاه شهید چمران اهواز و عضو وابسته فرهنگستان علوم در سمینار تحولات جدید ریاضی و فیزیک گفت: قضیه مورلی در واقع نتیجه نادیده گرفتن یک حقیقت ساده در مورد ویژگی‌ کلی نیمساز به عنوان مکان هندسی است. دکتر امید علی کرم‌زاده گفت: اثبات J.Conway باعث شد بعد از نیم قرن دوباره به قضیه مورلی رجوع کنم. برایان استون‌بریج(Brian Stonebridge) که اخیرا از میان ما رفت نیز چند اثبات متفاوت در مورد این قضیه چاپ کرده است. وی در سخنرانی خود در این سمینار به بیان راز قضیه مورلی پرداخت. قضیه مورلی می‌گوید نقاط برخورد خطوط مجاور اضلاع تثلیث‌کننده سه زاویه داخلی هر مثلث، یک مثلث متساوی‌الاضلاع را تشکیل می‌دهد.

در بخش دیگری از این سمینار، آقای دکتر مهدی رجبعلی‌پور عضو پیوسته فرهنگستان علوم به بیان کاربرد جبر خطی در بررسی داده‌های بزرگ پرداخت. وی گفت: مفهوم داده‌های بزرگ سیلی خروشان و پهن و ژرف از داده‌ها را مجسم می‌کند که هر ذره‌اش یک بردار یا تانسور از مرتبه و برد دلخواه است. یک مثال آن جمع‌آوری کلیه مکالمات تلفنی آمریکاییان در سال ۲۰۱۳ بود‌. استاد ریاضی دانشگاه شهیدباهنر کرمان گقت: هر آمریکایی مکالمه‌کننده را یک بردار فرض‌کنید و واژه‌های مهم آن مکالمه‌ها را بعد آن فضای برداری و تعداد واژه‌ nام را مختص nام آن بردار بگیرید. اگر زمان را گسسته فرض‌ کنید، آن هم یک بعد دیگر فضا محسوب می‌شود. رجبعلی‌پور در ادامه به بیان یک مثال دیگر از داده‌های بزرگ پرداخت و افزود: ممکن است برای دسته‌بندی و درک بهتر داده‌ها هر بردار را به بردار‌های کوچک‌تر تقسیم کنند که در این صورت تانسور‌ها به میان می‌آیند. بررسی و تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ با ابزار‌های مختلف ریاضی و غیر ریاضی انجام می‌شود که یکی از آن‌ها جبر خطی است. عضو پیوسته فرهنگستان علوم ادامه داد: ترکیب بردار‌ها و تانسور‌ها با ماتریس‌های m×n و یا فوق ماتریس‌های m×n×p و ... نمایش داده می‌شوند که به مراتب سنگین‌تر از خود داده‌ها هستند و برای کار با آن‌ها لازم است فوق ماتریس‌ها به شکل‌هایی درآیند که درایه هایشان حتی‌الامکان صفر شوند. این تکلیف متخصصان جبر خطی است که مرتبا در حال همکاری با سایر متخصصان هستند.

در بخش دیگری از این سمینار، آقای دکتر سید علی حسینی عضو هیئت‌علمی دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به کتاب ثبات و رشد نوشته جوزف استیگلیتز گفت: این برنده نوبل اقتصاد در کتاب خود به بررسی سیاست‌های اعمال شده توسط صندوق بین‌المللی پول در کشور‌های جهان سوم  می‌پردازد. نکته در این جاست که گرچه این سیاست ها توسط اقتصاد‌دانان برجسته جهان توسعه یافته پیشنهاد می‌شوند اما در عمل، مشکلات کشور‌های در حال توسعه را گسترش داده‌اند. این استاد دانشگاه ادامه داد: پیچیدگی اقتصادی دهه هاست که توسط گروهی از اقتصاددانان مطرح شده‌ است. این گروه از اقتصاددانان دارای روابط نزدیکی با فیزیکدانان حوزه اقتصاد هستند. این اقتصاددانان معتقدند نگاه تقلیل گرایانه و ساده انگارانه مکتب نئوکلاسیک، پیچیدگی اقتصاد را در شرایط مختلف در نظر نمی‌گیرد. حسینی در ادامه سخنرانی خود به معرفی سیستم‌های پیچیده فیزیک و اقتصاد پرداخت و افزود: اقتصاد ایران به یک بیماری دچار شده و به فاز جدیدی که آن را فاز انجمادی می‌نامیم ورود کرده است.

در بخش پایانی سمینار هم آقای دکتر بهروز بید‌آباد عضو هیئت‌علمی دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به بیان مقدمه مختصری از هندسه ریمان-فینسلر و تحولات اخیر آن پرداخت.

 

 

روابط عمومی فرهنگستان علوم

 

1000 کاراکتر باقی مانده


IMAGE گفتگوی مهر با دکتر حمیدرضا پوراعتماد
اهمیت علوم شناختی
IMAGE گفتگوی روزنامه اعتماد با دکتر رسول جعفربان
سیاست زدگی آفت تاریخ و تمدن
IMAGE گفتگوی ایسنا با دکتر امین علیزاده
یک عمر در خدمت آبادانی کشور
IMAGE گفتگوی روزنامه ایران با دکتر عباس منوچهری
کارایی علم سیاست در جامعه
IMAGE گفتگوی ایرنا با دکتر جواد فیض
ایده های نو در حوزه علمی خریدار ندارد

جدید ترین تصاویر

09
دیدار رئیس آکادمی علوم لهستان با رئیس فرهنگستان علوم_5
07
دکتر محمد عبدالاحد