فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم


 

مدیریت بحران خشکسالی و سیل

با بررسی نام های آبادی ها و مکان های جغرافیایی ایران که با کلمه های "سیل" و "خشک" ساخته شده اند (مانند دشت "سیلاخور در لرستان و مسیل "خشکرود در بم و رودخانه "خشک" شیراز) می توان دریافت که این سرزمین از دیرباز در معرض توالی های خشکسالی ها و سیلاب ها بوده است.

از ابتدای سال 1398 که بارندگی های شدید در کشور موجب سیلاب شد، یک تصور عمومی در کشور شکل گرفت که "با این بارندگی شدید ابتدای سال علی رغم اینکه خسارت هایی از سیلاب و تبعات آن به مردم کشور وارد شد، ولی در عوض، موجب رفع مشکلات کشور از نظر کم آبی و خشکسالی شد و این بارش ها نویدبخش ورود کشور به ترسالی است". در مرداد 98 اگر به آمار بارندگی نگاهی بیاندازیم در اکثر حوزه های ایران بین 2 تا 3 برابر افزایش بارندگی در سال جدید 97-98 در مقایسه با سال آبی  96-97 مشهود است. در عین حال اگر بارندگی مرداد ماه 98 را با مرداد ماه 97 مقایسه کنیم، نه تنها در اغلب ایستگاه ها افزایش یا تغییری مشهود نیست، بلکه در بیشتر حوره های آبریز 30 گانه کشور همچنان در وضعیت خشکسالی به سر می بریم، و البته در بعضی از حوزه ها مانند ارس، تالش-مرداب انزلی، و قره سو-گرگان، دچار کاهش بارندگی نسبت به سال قبل نیز هستیم.  بنابراین عمده افزایش بارندگی سال آبی  98 نسبت به 97 مربوط به بارندگی های آخر اسفند97 و ماه های فروردین و اردیبهشت 98 بوده است و نه الزاما پایان یافتن خشکسالی و ورود به دوره ترسالی.

خشکسالی از پیامدهای تغییر اقلیم و اثر آن بر منابع آب است. ارزیابی ها نشان می دهد که از سال 1390 حدود 40% خاک ایران در معرض خشکسالی شدید و حدود 40% دیگر در معرض خشکسالی متوسط است. پیش بینی های هواشناختی نشان می دهد که در بازه زمانی سی ساله  1390 تا 1420 ما همچنان با مشکل کم بارش بودن سرزمینمان مواجهیم، و در همین بازه طول مدت زمان خشکسالی ها متوسط افزایش نیز می یابد. در سال آبی 96-97 میزان بارندگی به حدود 50% متوسط بارندگی در بازه 50 ساله منتهی به آن سال آبی رسید.  پیش بینی های کوتاه مدت نشان می دهد که در منطقه رشته کوه های البرز و در درازمدت همچنان در مناطق مرکزی و شرقی کشور با مساله خشکسالی روبرو خواهیم بود.  برای مدیریت کاهش ریسک و مدیریت بحران خشکسالی به انجام فعالیت های نظام مند و درازمدت نیازمدیم: در شروع باید "افراد دانا و کاربلد را به کاربگیریم" که بتوانند تصمیمات منصفانه، موثر و بر پایه دانش بگیرند. سپس نیازمند "برآوردهای نزدیک به واقع از اثر خشکسالی" به ویژه بر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور هستیم. برخی برآوردها نشان می دهد که در سال های خشکسالی در حدود 1ونیم میلیارد دلار خسارت مالی به کشور وارد می شود که حدود یک سوم ارزش افزوده محصولات کشاورزی در ایران است و سالانه حدود 5% تولید ناخالص داخلی ما را کاهش می دهد. همچنین کاهش تولید و صادرات محصولات غذایی و غیر نفتی و افزایش تورم نیز تحت تاثیر خشکسالی هستند. باید توجه کرد که اثر های خشکسالی فقط اقتصادی اجتماعی نیست بلکه آسیب های محیط زیستی نظیر از بین رفتن گونه های گیاهی و جانوری، خشک شدن تالاب ها، کاهش سطح آب زیرزمینی (در اثر افزایش برداشت از چاه های عمیق به ویژه در نواحی پرجمعیت)، فرونشست زمین، و کاهش کیفیت آب نیز در اثر خشکسالی اتفاق می افتد. مرحله بعد "مشخص کردن رده اهمیت و اولویت سنجی اثرهای خشکسالی" است. بر اساس برآوردهای تاکنون صورت گرفته مشخص است که اثر خشکسالی بر کم بود آب و فرونشست دائمی زمین، مهاجرت مردم و متمرکز شدن جمعیت در نقاط جمعیتی برخوردارتر (معمولا مرکز استان ها) و درگیری های قومی و نا امنی منطقه ای بر اثر انتقال و بهره برداری از منابع آب، از مهمترین اثرهای خشکسالی بر زندگی جاری مردم ایران هستند. در مرحله بعد "ارزیابی و کمی سازی آسیب پذیری و تاب آوری" در مقابل مخاطره خشکسالی قرار دارد. با درنظر گرفتن 140 هزار هکتار بافت فرسوده و ناپایدار که حدود نیمی از آن فرسوده نیمی دیگر ناپایدار است، و حدود 18 میلیون نفر از هموطنان در آنها زندگی می کنند، و با لحاظ حدود 33 میلیون هموطن ما که در مرکز استان ها و یا در حاشیه آنها زندگی می کنند، و ملاحظه این نکته که حدود 35  هزار هکتار مسکن های مهر و امید به عنوان خانه های ارزان قیمت به کشور اضافه شده یا به تدریج می شود که حدود  10 میلیون نفر در این نوع خانه هاساکن  شده یا خواهند شد (که اکثراً تاب آوری خوبی در سوانحل طبیعی اخیر نشان نداده اند)، در معرض فرونشست قرار داشتن این مجتمع ها که در دشت ها قرار دارند،  و تسریع مهاجرت به مراکز به دلیل خشکسالی، می توان ارزیابی نمود که به تدریج از ابتدای دهه 90 شمسی تاب آوری ما در مقابل خشکسالی کمتر نیز شده است.  مرحله بعد "مشخص کردن و اولویت بندی نوع عملکردها" ست. در اینجا فعالیتهای پیشگیرانه (نظیر عوض کردن نوع کشت، و روزآمد کردن فناوری های کشاورزی،  و محدود کردن استفاده از چاههای عمیق) نسبت به فعالیتهای مقابله ای و پاسخهای احتمالی پس از رخداد ، اولویت دارند. در نهایت "برنامه ریزی عملیاتی و مشخص کردن کارهایی که دقیقا باید انجام شود" هستیم (to do list) . این مرحله با درنظرداشت 5 مرحله قبلی مدیریت بحران خشکسالی و بر پایه واقعیت های موجود و  پیش بینی ها تنظیم و اجرا می شود. به نظر می رسد که برای انجام این مدیریت بحران در شش گام، نیاز مند نگاهی متفارت ، با بهره گیری از انسان ها کارآمد و متفاوت هستیم.

در دهه آخر مرداد98 و پنج ماه پس از رخداد سیلاب های فروردین 98 در گلستان و مازندران، برای نگارنده فرصت بازدیدی از برخی نواحی سیلزده این استانها دست داد. البته بازسازی منزلهای تخریب شده هنوز تکمیل نشده و هیچ محدوده ای که در فروردین و اردیبهشت 98 در آن آب گرفتگی رخ داده بود، در پایان مرداد 98 دیگر آبگرفتگی ندارد.

با نگاه به مدیریت بحران پساسیل (سیلاب های فروردین98) مشاهده می شود که: در بیشتر حوزه های آبریز 30 گانه کشور همچنان در وضعیت خشکسالی به سر می بریم ، و البته در بعضی از حوزه ها مانند ارس، تالش-مرداب انزلی، و قره سو-گرگان، دچار کاهش بارندگی نسبت به سال قبل نیز هستیم.  بررسی وضع رودخانه هایی که دچار طغیان شده بودند، به ویژه رودخانه قره سو و گرگانرود نشان می دهد که مدیریت رودخانه که انتظار می رفت به عنوان درس سیلابهای 98 به مدیریت بحران و مدیریت شهری افزوده  شود و در دستور کار قرارگیرد، همچنان در دو استان بازدید شده مفقود است. از نظر زدودن زباله از رودخانه ها، باید گفت که همچنان در رودخانه های  گرگانرود، تجن، هراز، نور و اترک و بابلرود، فاضلابهای شهر یا مستقیما از طریف لوله های فاضلاب محلات و یا با تخلیه نخاله ها از سوی اهالی پیرامون  به داخل رودخانه ها، وارد می شود. از نظر ساماندهی وضع رستنی ها، درخچه ها و بوته ها در کف رودخانه ها، همچنان می توان دید که مسیر رودخانه ها پاکسازی نشده است. پارکهای ساخته شده در حریم و مسیل رودخانه ها هنوز تخریب نشده  و مورد استفاده عمومی هستند. این پارکها، در حریم بستر رودخانه هایی که در آنها در فروردین 98 سیلاب نیز رخ نداده بود، همچنان و مانند زمان قبل از فروردین 98 بازهستند و به عنوان فضای سبز همگانی مردم محلی و مسافران به آنها مراجعه می کنند. به عنوان مثال می توان به پارکهای ملل و قائم در بستر رودخانه تجن در ساری، و پارک دهکده طلایی آمل احداث شده در حریم و بستر رودخانه هراز و در محدوده شهری آمل اشاره نمود.  در بالادست رودخانه ها نیز روند تخریب مراتع با فروش سریع زمین هایی که ملک شخصی افراد محسوب می شوند، ادامه دارد و با این وضع آبخیزداری همچنان همانند قبل از سیلابهای 98 نگران کننده است. به عنوان مثال می توان به رونق فروش و تبدیل زمین کشاورزی و مراتع به منازل و مجتمع های مسکونی در شهرهای چمستان و نور، بهنمیر ، کلوده آمل، بهمنان سوادکوه، رینه لاریجان، تقی آباد تنکابن، مرزن آباد و کلاردشت و سه هزار تنکابن در استان مازندران، و همچنین، آزادشهر، علی آبادکتول، جنوب شهر گرگان، مسکن مهر مینودشت، گدم آباد و  ارم آباد گنبدکاووس، کلاله، بدل تپه کردکوی، و الهادی رامیان در استان گلستان اشاره نمود. از نظر از بین بردن درختان ، به ویژه درختانی که باغها و حوالی زمین های کشاورزی قرار گرفته اند، و دارای مالک شخصی هستند، وضع نگران کننده ای حاکم است. گزارشهایی وجود دارد که میزان الوار حاصل از قطع درختان در دره نور و منطقه بلده نور گاه به 50 کامیونت در روز ! می رسد. البته اوج این اتفاق به فصلهای پائیز، زمستان مربوط است. بناها و برجهایی که در بستر رودخانه ها و با سو استفاده از نبودها یا سکوتهای قانونی و یا با تخلف آشکار ساخته شده اند، همچنان سرجای خود هستند و برتعداد آنها افزوده هم می شود.

وقتی درس های اتفاقات طبیعی، به ویژه سیلاب های 98 را نیاموخته و در مدیریت رودخانه ها  river management  به کار نمی بریم، باید منتظر باشیم که همزمان با خشکسالی که همچنان ادامه دارد، بارندگی های کوتاه مدت و شدید، به دلیل تغییر اقلیم، موجب خسارت های بیشتر در همین نواحی بشود. مدیریت بحران فقط هماهنگ کردن نیروهای کمک کننده و ارسال آذوقه و چادر به نواحی سانحه دیده نیست. بلکه داشتن برنامه راهبردی، مدیریت کاهش ریسک، شامل پیشگیری از سوانح ممکن، و درس آموزی از حوادث رخداده و به کار بستن این درس ها، و مدیریت پسا بحران نیز هست.

در همین مورد اثر تغییر اقلیم، بر وضع بارش، و در نتیجه وقوع سیلاب، مشخص است که درس نگرفته ایم، در موضوع مهمتر اثر تغییر اقلیم بر منابع آب، و وقوع خشکسالی، به طریق اولی مشکلات اساسی داریم. ولی هنور برای جلوگیری از آسیب های بزرگ خشکسالی بر سرزمین ایران در سال 1420، فرصت داریم، اقدام جدی و عاجل برای مدیریت کاهش ریسک و مدیریت بحران خشکسالی الزامی است.

 

دکتر مهدی زارع

استاد پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، و عضو وابسته فرهنگستان علوم

 

1000 کاراکتر باقی مانده


IMAGE گفتگوی روزنامه اعتماد با دکتر رسول جعفربان
سیاست زدگی آفت تاریخ و تمدن
IMAGE گفتگوی ایسنا با دکتر امین علیزاده
یک عمر در خدمت آبادانی کشور
IMAGE گفتگوی روزنامه ایران با دکتر عباس منوچهری
کارایی علم سیاست در جامعه
IMAGE گفتگوی ایرنا با دکتر جواد فیض
ایده های نو در حوزه علمی خریدار ندارد
IMAGE گفتگوی رادیو با دکتر محمد شاهدی
مدیریت نادرست در مصرف آب های زیرزمینی

جدید ترین تصاویر

09
دکتر امیرحسین امیری
نشست شاخه مهندسی شیمی-1
بیست و یکمین جلسه پیشبرد ریاضیات کشور_5