مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

 

 

کتاب «مکتب اجتهادی آخوند خراسانی» متشکل از مجموعه مقالات و یادداشت‌هایی است که اگر چه اکثر آنها پیش از این در مجله تحقیقات حقوقی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی منتشر شده، اما اینک با پیرایش و ویرایش مناسبی در قالب یک مجموعه به همراه یکسری مطاب جدید دیگر از سوی ناشر اختصاصی محقق داماد منتشر شده است.

محتوای عمومی کتاب حاضر ناظر بر تحولات اجتهاد شیعی در صد سال اخیر بوده است. صد سالی که با وقوع نهضت مشروطیت و تاسیس مجلس شورای ملی در کانون حوادث معطوف به تجدد و درگیری با سنت بوده است. محقق داماد همواره تلاش می‌کند تا با حفظ سنت اصولی با محوریت مکتب اجتهادی آخوند خراسانی، نگاهی به مسائل معاصر داشته باشد. گام نخست برای چنین هدفی آشنایی با روش اصولی آخوند است که این کتاب متکفل توضیح آن است.

محقق داماد در پیشگفتار خود با اشاره به این نکته که اجتهاد در بستر تاریخ تعریف واحد و ثابتی برای خود حفظ ننموده،و به حسب مقتضیات زمان توسط متفکرین دگرگون شد. مکاتب اهل سنت باب اجتهاد را مسدود اعلام کردند و پیروان مکتب تشیع در معرف احکام شریعت به سطح وسیعی اجتهاد را توسعه بخشیدند می‌نویسد: «توسعه اجتهاد در میان شیعیان موجبات فربه شدن دانشی تحت عنوان "علم اصول فقه" را فراهم ساخت. شیعیان به موازات حوزه شریعت در بخش مباحث کلامی نیز خود را از قید و بند بحث های سنتی اشاعره و مو معتزله رها کرده و الهیانتی تحت عنوان "حکمت متعالیه" که می توان آن را "حکمت شیعی" نامید تاسیس نمودند. این حکمت مبتنی است بر تعقل بشری و تدین به آزمون های وحیانی، و تعلیمات پیامبر و اهل بیت او(ع) علم اصول در سیر تاریخی خود رشد تکاملی داشت و در مدارس مختلف به روش های متفاوتی تدوین و ارائه شده است.» اما مقاله نخست «سیر تاریخی اجتهاد شیعی، مکتب‌ها، حوزه‌ها و روش‌ها» نام دارد که مفصل‌ترین مطلب کتاب هم محسوب می‌شود. در این مقاله نویسنده بر آنست تا به نحو اجمال تحول علم اصول فقه شیعی و روش ها و مکتب های آن را مورد بررسی قرار دهد. در این مقاله ابتدا به سه مکتب فقهی نجف، سامرا  و قم اشاره می‌شود و سپس به نحو خلاصه به عوامل موثر بر تحول این سه مکتب اشاره و نمونه ای از آثار مربوط را به اتکا بر اسناد معتبر ارائه داده می‌شود. این امر در مقاله دوم با عنوان «عوامل موثر در تحول اجتهاد شیعی» نیز تداوم می‌یابد.  مقاله سوم با عنوان «اجتهاد صناعت‌محور خراسانی» می‌کوشد تا فضای فقهی نجف را با محوریت آخوندخراسانی و نظریه فقهی او توصیف کند. نویسنده معتقد است: «آخوند ملامحمد کاظم خراسانی از محققین اصیل حوزه نجف مکتب اجتهادی صناعت محوری را رهبری می کرد و در مقابل سید محمدکاظم طباطبایی که از مهاجرت کردگان به سامرا و معاودین از حوزه آن دیار بود مکتب اجتهادی عرف محور را آموزش می داد این دو مکتب هر یک پیروانی داشت و چنان ادامه یافت که بعدها به حوزه های جدید الاحداث شیعه امامیه که طبعا توسط فارغ التحصیلان هر یک از دو مکتب بنیان نهاده می شد سرایت کرد.ویژگی های هر یک از دو مکتب قابل توجه و بررسی و برای تحول، در اندیشه ورزی و نظریه پردازی های فقهی بسیار موثر و مفید است.» نویسنده در این مقاله تا نخست به بررسی ویژگی های اجتهاد صناعت محور بپردازد و  سپس گزارشی از مکتب فقهی آخوند ملامحمد کاظم خراسانی ارائه دهد.

محقق داماد بر آن است که علم اصول فقه را اگر فلسفه حقوق اسلامی بنامیم گزاف نگفته‌ایم. این دانش در روش اجتهادی صناعت محرو مکتب نجف طی قرن معاصر جان تازه‌ای به‌ خود گرفته است.یکی از این مباحث تقسیم احکام شرعی به تکلیفی و وضعی و سپس تحلیل‌ و بررسی نحوه تشریع دسته دوم است. شیخ انصاری در این بحث سعی دارد که از نظریه قدمای امامیه دفاع کند و نقادان نوپرداز را پاسخ دهد.اما خراسانی با تحلیل نسبتا تفصیلی نظر استادش شیخ انصاری را مورد انتقاد قرار داده و به نظر خودش طرحی نو درانداخته است.آگاهی دانشوران دانش حقوق نسبت به‌ این بحث ضمن آنکه موجب آشنائی به سوابق فلسفه حقوق در اندیشه اسلامی است،بی‌ تردید در تحلیل‌های عقلی حوقق تأثیر بسزائی خواهد داشت. در مقاله چهارم با عنوان «دیدگاه‌ها» به آرای انصاری و خراسانی پرداخته می‌شود.

همانطور که می دانیم آخوند خراسانی به کمک شاگردان بر جسته اش نظريه پرداز نظام مشروطيت در ايران است. نویسنده با اذعان به این نکته که آخوند در گيرودار تشکيل مشروطه به صدور بیانه ها و نامه هایی دست یازيده که به دليل شخصيت و موقعيت ايشان همه را باید "فتوا" تلقی کرد سعی کرده تا آنها را از نظر مبانی ، مستندات و توجیه فقهی مورد بازخوانی و بررسی قرار دهد. چه اینکه «اصولا از هر فقهی انتظار همين است، که اظهارات رسمی و علنی وی مستند به مبانی فقهی او باشد. بازخوانی فتاوای ايشان موجب تقويت اين نظر است که اجتهاد شيعی می تواند بر محور اصول عقلانی عدالت و کرامت بشری انجام شود، به آن معنی که برای به دست آوردن احکام شرعی، اصول مزبور در طول ساير دلايل قرارگيرند نه در عرض» بدین ترتیب در مقاله پنجم با عنوان «اجتهاد بر محور عدالت» سعی شده که با ارائه نمونه هایی از فناوای صادره در دوران مشروطه توسط آخوند اين مدعا به اثبات برسد.

مقاله ششم با عنوان «نقش اصل عدالت در اجتهاد شیعی و توسعه حقوق بشر» و مقاله هفتم با عنوان «جایگاه اصل کرامت انسانی در اجتهاد شیعی» تلاش می کند تا سویه های امکان همراهی فقه شیعه با مبانی عقلی و اخلاقی فرادینی و مسائل مستحدثه و مستخرجه از آن را نشان بدهد.  مقاله بعدی با عنوان «اصل عدم ولایت و مستثنیات آن از نظر شیخ انصاری و محقق خراسانی» یکی از بدیع‌ترین و شجاعانه‌ترین مطالبی است که در کتاب قابل مطالعه است. نویسنده در این مقاله سعی می‌کند تا نظرات شیخ انصاری و آخوند خراسانی درباره اصل ولایت را توضیح دهد و تبیین کند. مقاله نهم و آخر با عنوان «اجتهاد مستمر شیعی در رویارویی با مسائل عصر حاضر» نیز متکفل پرداختن به اجتهاد و شرایط دوام آن در برخورد با مسائل جدید است. محقق داماد در این مقاله معتقد است با پای فشردن بر روش سلف صالح و بازنگری در منابع اصلی فقاهت و به کارگیری استنباط در سنت و توجه به شرایط زمان و مکان می‌توان سنت اجتهاد مستمر شیعی را دوام بخشید.

 

1000 کاراکتر باقی مانده


جدید ترین تصاویر

سخنرانی گروه علوم دامپزشکی (96/06/19)_6
سخنرانی گروه علوم دامپزشکی (96/06/19)_5
سخنرانی
سخنرانی گروه علوم دامپزشکی (96/06/19)_1

پخش فیلم